فتورنک: هنر عکاسی با رویکردی مدرن و کاربردی

«فتورنک» راهنمای گام‌به‌گام عکاسی، از ترکیب‌بندی و نورسنجی تا ویرایش حرفه‌ای. مناسب برای مبتدیان تا پیشرفته‌.

از دیافراگم تا ترکیب‌بندی: ۵ خطای رایج عکاسی منظره که نمی‌دانستید!

از دیافراگم تا ترکیب‌بندی: ۵ خطای رایج عکاسی منظره که نمی‌دانستید!

برای پیشرفت در عکاسی منظره، یکی از بهترین کارها این است که به عکس‌های قدیمی‌مان برگردیم و اشتباهاتمان را مرور کنیم. خیلی از این اشتباهات فقط مختص من نیستند؛ بارها دیده‌ام که دیگر عکاسان منظره هم همان خطاها را تکرار می‌کنند. از اشتباهات فنی بگیرید تا ضعف‌های خلاقانه. در ایجاد  پنج مورد از این اشتباهات را جمع‌آوری کرده‌ام و راهِ رفع هرکدام را قدم‌به‌قدم توضیح داده ام.

۱. به‌اندازهٔ کافی دیافراگم را نمی‌بندیم

بیشتر عکاسان می‌دانند که اگر دیافراگم خیلی کوچک شود، پدیدهٔ پراش (Diffraction) افت کیفیت را به همراه می‌آورد. نتایج تست‌های لنز هم این را تأیید می‌کند؛ برای مثال، دیافراگم‌های f/11 و f/16 معمولاً در این تست‌ها امتیاز کمتری نسبت به f/4 یا f/5.6 می‌گیرند.

اما خیلی از عکاسان منظره این نکته را بیش از حد جدی می‌گیرند. واقعیت این است که در دنیای واقعی، عمق میدانِ ناکافی خیلی بیشتر از پراش باعث تاری در عکس‌های منظره می‌شود، مخصوصاً در پیش‌زمینهٔ نزدیک.

هر وقت در گوشه‌های پیش‌زمینهٔ یک عکس منظره، تاری می‌بینم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که عکس با دیافراگم f/5.6 یا f/8 گرفته شده. نه مورد از هر ده مورد، دقیقاً همین است. خیلی از عکاسان این تاری را به حساب کیفیت پایین لنز می‌گذارند و فکر می‌کنند باید لنز گران‌تری بخرند؛ در حالی که مشکل جای دیگری است.

بله، در شرایط آزمایشگاهی f/5.6 و f/8 شارپ‌ترین نتایج را می‌دهند، اما آن تست‌ها روی یک صفحهٔ تخت و کاملاً صاف انجام می‌شوند. در طبیعت، بیشتر صحنه‌ها عمق دارند و اگر می‌خواهید هم پیش‌زمینه و هم پس‌زمینه شارپ شوند، ناچارید دیافراگم را بیشتر ببندید.

به‌طور عملی، من خودم فقط وقتی از f/4 یا f/5.6 استفاده می‌کنم که قصد فوکوس‌استکینگ داشته باشم (که به‌ندرت پیش می‌آید) یا وقتی از یک چشمانداز دور عکاسی می‌کنم که همه‌چیز در محدودهٔ بی‌نهایت قرار دارد. به‌نظرم f/11 برای اکثر عکس‌های منظره، دیافراگم پیش‌فرض بهتری است و f/16 هم به همان اندازه کاربرد دارد. حتی f/8 هم خیلی از مواقع به‌اندازهٔ کافی بسته نیست.

این را به‌خاطر بسپارید: اگر عکس‌های منظره‌تان را شارپ‌تر می‌خواهید، احتمالاً باید بیش از آنچه فکر می‌کنید دیافراگم را ببندید. از پراش نترسید؛ عمق میدانِ ناکافی، مشکلِ خیلی بزرگ‌تری است.

عکس های نمونه با مشخصات دوربین و دیافراگم‌های f/16 و f/22:

عکس های نمونه با مشخصات دوربین و دیافراگم‌های f/16 و f/22:

NIKON D800E + 70-200mm f/4 @ 70mm, ISO 100, 6/10, f/16.0

عکس های نمونه با مشخصات دوربین و دیافراگم‌های f/16 و f/22:

Sony a1 + FE 70-200mm F4 G OSS @ 70mm, ISO 100, 1/60, f/16.0

عکس های نمونه با مشخصات دوربین و دیافراگم‌های f/16 و f/22:

NIKON D800E + 70-200mm f/4 @ 70mm, ISO 100, 6 seconds, f/22.0

عکس های نمونه با مشخصات دوربین و دیافراگم‌های f/16 و f/22:

Sony a1 + FE 20mm F1.8 G @ 20mm, ISO 100, 1/3, f/16.0

۲. فکر می‌کنیم همه‌چیز باید در فوکوس باشد

بله، این نکته درست بعد از توصیهٔ قبلی کمی عجیب به نظر می‌رسد، اینطور نیست؟

هرچند f/16 بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم مفید است، ولی خیلی از عکاسان منظره از قابلیتِ جداسازی سوژه (Subject Isolation) غافل می‌شوند. دیافراگم‌های باز و تکنیک‌هایی که عمق میدان کم ایجاد می‌کنند، ابزارهایی بسیار ارزشمند در جعبه‌ابزار عکاس منظره هستند. بسیاری از عکس‌های منظره، به‌ویژه نمای‌های صمیمی‌تر (Intimate Landscapes)، با فوکوسِ گزینشی و عمق میدانِ کم، تأثیرگذاری بیشتری پیدا می‌کنند.

عکس های نمونه با دیافراگم‌های f/2.8 و f/1.2:

عکس های نمونه با دیافراگم‌های f/2.8 و f/1.2:

NIKON D7000 + 24mm f/1.4 @ 24mm, ISO 100, 1/400, f/2.8

عکس های نمونه با دیافراگم‌های f/2.8 و f/1.2:

NIKON D810 + 58mm f/1.2 @ 58mm, ISO 64, 1/8000, f/1.2

عکس های نمونه با دیافراگم‌های f/2.8 و f/1.2:

NIKON D810 + 58mm f/1.2 @ 58mm, ISO 64, 1/5000, f/1.2

یک نکتهٔ ظریف‌تر هم وجود دارد: گاهی عمق میدان تنها کمی کم می‌شود؛ آنقدر کم که در یک تصویر کوچک آنلاین متوجه آن نمی‌شوید، اما در یک چاپ بزرگ، تأثیرش را به‌خوبی نشان می‌دهد.

به عکس زیر نگاه کنید. در نگاهِ اول، شاید فکر کنید همه‌چیز از جلو تا عقب کاملاً شارپ است. اما اگر با دقت‌تر نگاه کنید، مخصوصاً روی یک مانیتور بزرگ، می‌بینید که پیش‌زمینه و پس‌زمینه اندکی خارج از فوکوس هستند؛ همین تاریِ مختصر، فضای تیره و نقاشی‌وارِ عکس را تقویت کرده است.

عکس نمونه با دیافراگم f/4.0:

عکس نمونه با دیافراگم f/4.0:

NIKON Z 7 + NIKKOR Z 24-120mm f/4 S @ 120mm, ISO 400, 1/250, f/4.0

وقتی این صحنه را دیدم، از روی غریزه نمی خواستم با f/4 عکاسی کنم و مثل خیلی از عکاسان منظره، به بستن دیافراگم عادت داشتم. اما عکس‌های اولیه‌ام از این منظره با عمق میدانِ زیاد، حال‌ و روز درستی نداشتند. پس‌زمینهٔ شارپ، حواس را از سوژهٔ اصلی پرت می‌کرد و حس سورئال عکس را از بین می‌برد. در نهایت، همان کمی تاری بود که عکس را جان داد.

یادآوری میکنم که هیچ تکنیکی را بدون فکر به کار نبرید؛ حتی تکنیک‌های بدیهی مثل بستن دیافراگم در عکاسی منظره. این که «همهٔ عکاسان این کار را می‌کنند» ممکن است در بسیاری از مواقع نتیجهٔ درستی بدهد، اما خلاقیت شما را هم محدود می‌کند. هر عکس را برای خودش و با توجه به موقعیتش بگیرید.

عکس نمونه با دیافراگم f/4.0:

عکس نمونه با دیافراگم f/4.0:

NIKON Z 7 + NIKKOR Z 24-120mm f/4 S @ 74mm, ISO 64, 1/50, f/4.0

۳. ویرایش مخرب پس‌ از‌ عکاسی 

اشتباهات زیادی در مرحلهٔ ویرایش رخ می دهد؛ به‌حدی که می‌شود مقاله‌ای جداگانه درباره‌شان نوشت. اما بیشتر این اشتباهات مرگبار نیستند، چون بعداً قابل‌اصلاح‌اند. مثلاً خیلی از ما در دوران مبتدی بودنمان، عکس‌ها را بیش از حد اشباع یا شارپ می‌کردیم؛ اما بعداً با برگشت به فایل اصلی، می‌توانستیم لغزنده‌ها را به عقب برگردانیم.

اما یک اشتباه وجود دارد که متأسفانه قابل‌بازگشت نیست: ذخیرهٔ دائمیِ ویرایش‌ها روی فایل اصلی عکس. رایج‌ترین شکلش این است که عکاسان فایل JPEG یا TIFF را در نرم‌افزاری مثل فتوشاپ ویرایش می‌کنند و بعد به‌جای «ذخیره به‌عنوان» (Save as)، روی «ذخیره» (Save) کلیک می‌کنند. به این می‌گویند ویرایشِ مخرب. امیدوارم از آن ویرایش خیلی خوششان بیاید، چون اگر نسخهٔ اصلی را جایی ذخیره نکرده باشند، دیگر راه برگشتی نیست.

خوشبختانه نرم‌افزارهای کاتالوگ‌محور مثل لایت‌روم و کپچر وان، اصلاً اجازهٔ ویرایش مخرب نمی‌دهند؛ هیچ ویرایشی به‌طور مستقیم روی فایل اصلی اعمال نمی‌شود. اما اگر از نرم‌افزارهای مخرب یا نیمه‌مخرب مثل فتوشاپ استفاده می‌کنید، حتماً روال پردازشتان را طوری تنظیم کنید که فایل‌های اصلی همیشه دست‌نخورده و قابل‌دسترس باشند.

به همین دلیل، من نسبت به عکاسی با فرمت JPEG داخل دوربین محتاطم؛ به‌ویژه وقتی دوربین تنظیمات کنتراست، شارپ‌سازی یا اشباع را روی حالت بالا قرار داده باشد. برگرداندن این تغییرات بعداً واقعاً کابوس‌وار می‌شود.

عکس نمونه با توضیح اینکه به‌صورت مخرب ویرایش شده و قابل‌بازگشت نیست:

ویرایش مخرب

۴. به ترکیب‌بندی فکر نمی‌کنیم

این مشکل فقط مختص عکاسی منظره نیست، اما در این ژانر که معمولاً برای ترکیب‌بندی وقت داریم، واقعاً جای بهانه نیست. ترکیب‌بندی را بی‌فکر انجام ندهید!

ترکیب‌بندیِ قالبی یعنی پایبندیِ کورکورانه به «قوانینی» مثل قانون یک‌سوم یا نسبت طلایی. این قوانین کمکی به بهتر شدن ترکیب‌بندی نمی‌کنند؛ فقط باعث می‌شوند همیشه یک ریتم تکراری داشته باشید، در حالی که هر سوژه ترکیب منحصربه‌فرد خودش را می‌طلبد. بهتر است به عواملی مثل سادگی، فضای تنفس، تعادل و انتقالِ یکدستِ پیام عاطفی فکر کنید و برای هر عکس، ترکیب‌بندیِ مختصِ خودش را طراحی کنید. اگر با هرکدام از این مفاهیم آشنا نیستید، خواندن مقاله‌ای که لینکش را داده‌ام خالی از لطف نیست.

برای روشن‌تر شدن موضوع، این دو عکس را با هم مقایسه کنید. به نظر شما کدام‌یک تأثیرگذارتر است؟

عکس لحظه‌ای (Snapshot)

NIKON D800E + 20mm f/1.8 @ 20mm, ISO 220, 1/40, f/9.0

عکس دوم ترکیب‌بندیِ اندیشیده‌ای دارد

NIKON D800E + 20mm f/1.8 @ 20mm, ISO 100, 1/25, f/11.0

هر دو عکس از یک منظره گرفته شده‌اند، اما عکس اول بیشتر شبیه یک عکس لحظه‌ای (Snapshot) است، در حالی که عکس دوم ترکیب‌بندیِ  اندیشیده‌ای دارد.

دلیل برتری عکس دوم چیست؟ اولاً تعادل بهتری دارد. ثانیاً به ماه در بالای کادر، فضای تنفس داده شده. همچنین بازتابِ کوه در آب که یک سوژهٔ فرعی مهم است، با انبوهی از عوامل حواس‌پرتی در پیش‌زمینه پوشانده نشده. علاوه بر این، عکس دوم ساده‌تر و در نتیجه مؤثرتر است. نور هم در عکس دوم بهتر است، با تابش خورشید بر کوه، اما این در مقایسه با بهبود ترکیب‌بندی، در واقع یک امتیاز فرعی محسوب می‌شود.

این دو عکس را به خیلی از عکاسان نشان داده‌ام و کمتر از ۵٪ آنها عکس اول را ترجیح داده‌اند. حتی اگر شما هم جزو آن ۵٪ باشید و پیش‌زمینهٔ شلوغ‌تر را بپسندید، باز هم از خودتان بپرسید که چطور می‌شد ترکیب‌بندی را بهتر کرد. مثلاً در عکس اول، ماه تقریباً از قاب بیرون زده و ترکیب به‌شدت به سمت چپ سنگینی می‌کند. حتی با حفظ پیش‌زمینهٔ شلوغ، می‌شد این دو نقص را برطرف کرد.

ترکیب‌بندیِ خوب به‌ندرت تصادفی پیش می‌آید؛ نیاز به فکر و تلاش دارد. ترکیب‌بندی یکی از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های عکاسی است، پس آن را به شانس واگذار نکنید! معمولاً با یک نگاه می‌توان فهمید عکاس به ترکیب‌بندی فکر کرده یا نه. اگر هدف‌تان ترکیب‌بندیِ عمدی باشد، تقریباً همیشه پیشرفت کارتان را خواهید دید.

۵. فقط از فاصلهٔ کانونی «متعارف» استفاده می‌کنیم

روزگاری لنزهای فوق‌عریض (Ultra-wide) را یگانه لنزِ عکاسی منظره می‌دانستند. خوشبختانه این طرز فکرِ اشتباه این روزها کمتر دیده می‌شود؛ شاید به برکت کانال‌های یوتیوبی که رازِ استفاده از لنزهای تله‌فوتو در منظره را فاش کرده‌اند.

عکس  نمونه با فاصلهٔ کانونی ۱۱۴ میلی‌متر:

عکس نمونه با فاصلهٔ کانونی ۱۱۴ میلی‌متر:

NIKON Z 7 + TAMRON 70-300mm F/4.5-6.3 @ 114mm, ISO 64, 1/30, f/5.6

من خودم اغلب لنز ۷۰-۲۰۰ میلی‌متر را به ۱۴-۲۴ میلی‌متر ترجیح می‌دهم. لنز فوق‌عریض وقتی به‌کار می‌آید که در یک منظرهٔ ایده‌آل و تماشایی قرار دارید، اما لنز تله‌فوتو تقریباً در هر شرایطی به‌کارتان می‌آید.

لنزهای تله‌فوتو به شما امکان می‌دهند جزئیات انتزاعی را جدا کنید یا روی جالب‌ترین بخشِ یک صحنهٔ معمولی تمرکز کنید. شعار من در عکاسی این است: هر چیزی که به عکس آسیب می‌زند را از ترکیب حذف کن. این کار با یک لنز بلند خیلی آسان‌تر است.

عکس نمونه با فاصلهٔ کانونی ۴۰۰ میلی‌متر:

عکس نمونه با فاصلهٔ کانونی ۴۰۰ میلی‌متر:

NIKON Z 7_2 + NIKKOR Z 100-400mm f/4.5-5.6 VR S @ 400mm, ISO 160, 1/400, f/5.6

امسال یکی از محبوب‌ترین عکس‌های منظره‌ام را با لنز ۸۰۰ میلی‌متری گرفتم. استفاده از چنین فاصلهٔ کانونیِ بلندی در منظره، کاملاً خارج از عرف است؛ تا جایی که ممکن است یادتان برود اصلاً دارید منظره عکاسی می‌کنید! اما برای سوژه‌های دور یا ترکیب‌بندی‌های انتزاعی، چرا که نه؟ از یک فاصلهٔ کانونی فقط به‌خاطر اینکه متعارف نیست، فرار نکنید؛ این توصیه برای سایر ژانرهای عکاسی هم صدق می‌کند. بعضی از عکس‌های موردعلاقهٔ من در ژانر حیات وحش، پرتره و معماری، با فاصلهٔ کانونیِ غیرمتعارف گرفته شده‌اند.

عکس نمونه با فاصلهٔ کانونی ۸۰۰ میلی‌متر:

عکس نمونه با فاصلهٔ کانونی ۸۰۰ میلی‌متر:

NIKON Z 8 + NIKKOR Z 800mm f/6.3 VR S @ 800mm, ISO 250, 1/1600, f/6.3

و این، رمز اصلیِ همهٔ نکاتی است که گفتیم: بی‌فکر عکاسی نکنید. ترکیب‌بندی و حتی کل فرایند خلاقانه‌تان باید بر اساس پیامی که هر عکس قرار است منتقل کند، تغییر کند. به طبیعت گوش دهید و تصمیم‌هایتان را بر اساس آن تنظیم کنید. اگر این کار را بکنید، از بسیاری از اشتباهات خلاقانه‌ای که بعداً پشیمانتان می‌کنند، دور خواهید ماند.